على محمدى
73
شرح اصول استنباط ( فارسى )
انسان كه بر افراد حيوان ناطق يعنى زيد و عمرو و . . . از هرصنفى كه باشند صادق است و مثل جبن كه نوعى از طعام است ولى خود اصنافى و هرصنفى افرادى دارند . با عنايت به اين مقدّمه مصنف مىفرمايد : اخبار حليّت ظهور دارند در آن مواردى كه موضوع الحكم يك نوع خاصى از انواع كثيره باشد كه معنون به عنوان خاصى است و در ميان آن نوع صنف حلالى وجود دارد كه يقينى الحلية است و صنف حرامى وجود دارد كه يقينى الحرمة است و فردى است در خارج كه نمىدانيم آيا داخل در صنف حلال است يا حرام ؟ در اينجا ببركت اخبار مذكور حكم مىكنيم به حليت اين شيئ مشتبه تا زمانيكه علم به حرمت آن براى ما پيدا شود فى المثل طعام جنسى است كه داراى انواعى است يكى از انواع آن پنير است كه خود داراى اصناف و افرادى است آنگاه يقين داريم كه بعضى از افراد جبن حرام است چون پنير مايهاش را از ميته مىگيرند و بعضى از افراد آن قطعا حلال است چون پنير مايهاش خالى از ميته است و در خارج با فردى از افراد برخورد كرديم كه نمىدانيم آيا از قسم حلال است يا حرام به مقتضاى حديث حليت حكم به حليت و اباحه مىكنيم تا زمانيكه يقين به حرمت حاصل شود . ( و شاهد مصنف بر اين ظهور يكى مثالهائى است كه در روايت مسعدة آورده كه همهء آنها از انواع هستند و يكى مورد روايت عبد اللّه بن سليمان است كه در مورد جبن است و آن نوعى از انواع است و يكى قرينهء بعينهاى بشخصه است و يكى هم قرينهء تقسيم كل شئ به قسم حلال و حرام . . . ) . بعد مىفرمايند اگرچه ظهور در نوع خاص دارد و لكن به تنقيح مناط شامل